در حوالي كوير
 
 
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع ازاد است.
 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان ۱۴۰۳ساعت 19:53  توسط علی رضا توحيدي  | 

گزارشی از فعالیت هیات کبدی

کبدی چیست:

ورزش کبدی ریشه در تاریخ ایران و همسایگان آن دارد.در برخی از نقاط ایران به آن «زو» گفته می شود. این ورزش روی تاتامی اجرا می شود. و دو تیم در دو زمین روبروی هم می ایستند. یک نفر به عنوان مهاجم به زمین دیگر رفته و با لمس یک یا چند نفر به سمت زمین خویش باز می گردد. بازیکنان حریف بایدفرد مهاجم را نگه دارند.

جایگاه ورزش کبدی

ورزش کبدی به دلیل هیجان و نیاز اندک به امکانات گسترش خوبی در جهان دارد. فدراسیون کبدی ایران در سال 1381 فعالیت خویش را آغاز کرد. و در حال حاضر سه کشور ایران ، هند و پاکستان قدرت برتر آسیا و جهان هستند. در بازیهای آسیایی معمولا تیمهای ایرانی روی سکو می ایستند.بهترین نتیجه در بازیهای آسیایی 1397 جاکارتا تبه دست آمد که تیمهای بانوان و آقایان ایران صاحب مدال طلا شدند.

کبدی در آران و بیدگل

در سال 1401 فعالیت هیات کبدی آران و بیدگل آغاز شد. برگزاری دوره مربیگری و داوری با حضور 32 نفرباعث گسترش این رشته در آران و بیدگل شد. در حال حاضر غلاوه بر شهر آران و بیدگل این رشته در بخش مرکزی و ابوزیدآباد اجرا می شود.

نیازها:

برای فعال کردن 4 مرکز کبدی نیازمند 4 تخته تاتامی هستیم.(800 عدد تاتامی یک در یک به قطر حداقل 5 سانتی متر.)

با سپاس (

هیات کبدی شهرستان آران و بیدگل تلفن 09132604635 )

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان ۱۴۰۳ساعت 10:49  توسط علی رضا توحيدي  | 

جناب آقای دکتر معینی

نماینده محترم شهرستانهای کاشان و آران و بیدگل

سلام علیکم

احتراما پیرو جلسه حضرتعالی در اداره ورزش با مسئولین هیاتهای ورزشی آران و بیدگل و پیشنهاد شما مبنی بر ارائه گزارش و بیان نیازها و پیگیری حضرتعالی گزارشی از فعالیتها و گزارش هیات کبدی شهرستان تقدیم می شود

علیرضا توحیدی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان ۱۴۰۳ساعت 10:27  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم آبان ۱۴۰۳ساعت 11:27  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:44  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:43  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مهر ۱۴۰۳ساعت 12:49  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۳ساعت 19:37  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر ۱۴۰۳ساعت 8:35  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر ۱۴۰۳ساعت 11:35  توسط علی رضا توحيدي  | 

خدا همه رفتگان را بیامرزد...سه چهار سال قبل یک فایل پلاستیکی خریدم ...آن را روی موتور گذاشتم ...یک دستم به فایل بود که پشت سرم بود و یک دستم به فرمون ....رسیدم کوچه فاطمیه....خوشحال که از خیابان رد شده ام بی ترمز ...بی کلاج.. بی خاموش شدن موتور وسط خیابان...کنار کوچه ایستادم تا کمی استراحت کنم که زنده یاد حسین صداقتی رسید ....از دور می دید با چه سختی این فایل بزرگ اما کم وزن را می برم ...منتظر بودم بگوید ایول...ماشاالله...که گفت این کار از تو نیست!..تو جزو بزرگای محله ای!!...همه ی ما روزی روزگاری بچه بودیم کنار زمین می ایستادیم بزرگترها بازی کنند بعد برخی بازیکن شدند....جلسه قرائت می رفتیم یکی دو آیه نخوانده احسنت غلط گیر نقطه ای بود بر شور و شوق ما برای خواندن بیشتر... همه رسیدیم به میانه های زندگی ....قالی عمرمان از نیمه گذشته و شاید هم رسیده باشیم به دوخت آخر...گاهی وقتها هم که مشکل و اندوهی سر دیوار زندگی مان قار قار می کند فکر می کنیم شاید در رچ های آخر زندگی باشیم...رچ های ساده.....و بعدصدای پای قیچی... از افرادی که روزگاری جزو بزرگان محل بودند از دنیا رقته اند و برخی هم پیر و زمین گیر شده اند....به نظرم گاهی وقتها باید فکر کرد چه کاری از دست ما بر می آید برای محل انجام دهیم...سنگی را از جلوی پایی برداریم ....مشکلی را از فردی حل کنیم......

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 8:58  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۳ساعت 11:50  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 15:53  توسط علی رضا توحيدي  | 

ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه هجدهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 14:25  توسط علی رضا توحيدي  | 

شب است و رفته ایم تالار قرص ماه...در گرامیداشت « اصغر سبطینی » ...او را بیشتر در خیابان معین آباد می دیدم که مغازه فروش ظرف چینی داشت و ظروف و اشیای قدیمی و بعد مغازه اش بخشی از خیابان شد و آمد در حوالی میدان شهید روحانی......شاعرانی از آران و بیدگل و کاشان آمده بودند و هر یک شعری خواندند در وصف و حالش.....با این همه اصغر تا بود نه کتابی چاپ کرد نه شعری به جایی فرستاد نه اهل جلسه و نشستن در حلقه شاعران بود....و حالا حاصل تلاش فکری اش اشغاری است که باید چاپ شود....پسرش محمدرضا در وصف او صحبت کرد و پسر دریگرش که در سوِئد است از آنجا پیام داد که سایت «شکیبا» تا نوروز به راه می افتد و یکی از انتشاراتی های آن دیار بی مزد و منت کتابش را چاپ می کند.....این برنامه نیز مانند جلسات سالانه بزرگداشت فردوسی یا زنده یاد حسن اربابی حاصل تلاشهای مسعود فرزانگان است که با وسواس و دقت در پی آن است تا برنامه درست و سخته به بار بنشیند.

 |+| نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۳ساعت 15:53  توسط علی رضا توحيدي  | 
مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر
  بالا