|
در حوالي كوير
|
||
|
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع ازاد است. |
سلام ....برخی می گویند چه قدر این آدم - مثلاً من... شما ....یا یک نفر دیگر - حرف می زند...و یعد می گویند آدم باید کاری انجام بدهد با حرف چیزی درست نمی شود!!!...اگر با این دست فرمون بخواهیم پیش برویم باید همه روزنامه ها و مجله ها را ببندیم و بگوییم چه قدر حرف مفت می زنید بروید دنبال یک کار درست حسابی.!!!....سالی در ایران حدود هشتاد هزار عنوان کتاب چاپ می شود در شمارگان روی هم مثلا بیست میلیون بگوییم کتاب هم بی کتاب...بعد همه ی رادیو تلویزیونها را تعطیل کنیم چون یکسری آدم نشسته انذ و هی حرف می زنند....بعد درب مدرسه ها و دانشگاهها را ببندیم چون یک سری آدم آن جلو می ایستند به اسم معلم و استاد و هی حرف می زنند....ولی فصه اینجاست اگر در دنیا همه ی این اتفاقها بیفتد هیچ خبر و اطلاعات و آگاهی نشر پیدا نمی کند و بعد از مدتی.... آدم باید برگردد به غار سنگی بردارد و بدود دنبال شکار آهو....
ب) دو سه شب پیش در تالار قرص ماه جلسه ای گرفته بودند برای زنده یاد اصغر سبطینی ...تصویر پسرش که چند هزار کیلومتر آن طرف تر و در سوئد هست روی پرده می افتاد و در لحظه با صد تا دویست نفری که آنجا بودند حرف می زد و گاهی از خواهرش می خواست شعری از پدر بخواند تا او درباره ی آن حرف بزند.....دنیا اینجاست و خیلی جلوتر از ما.....حالا در این محله و اون محله اگر یکی از مسجد تا حسینیه یا از بازار تا زورخانه بیاید و بخواهد حرفش را بزند کلی باید استخاره کند ...یا ...که مثلا آیا خواهم توانست حرفم را درست بزنم یا نه....از حرفم چه برداشتی خواهد شد....و...مسجد امام اصفهان را آجر و کاشی و زور کارگر نساخت که اینها همه جا هست فکر و کلمه است که می سازد باید در محله به کلمه احترام گذاشت هر که باشی ...و پسر هر که و هر جا که باشی در محله یا شهری در آن سر دنیا....
|
|