|
در حوالي كوير
|
||
|
استفاده از مطالب وبلاگ با ذکر منبع ازاد است. |
پنج شنبه رفتم مجلس یادبود در حسینیه یزلان....حجت الاسلام محدث سخنران بود.....خوب حرف می زند ...در بخشی از حرفهایش گفت کار نیک آن نیست مدرسه بسازی مسجد بسازی - که البته هست- کار نیک آن است که مثلا اگر سنگی در راه است برداری....من خیلی از روزها یک ساعت پیاده روی می کنم. معمولا شبها در همین خیابان المهدی یا شهرک پردیسان و گلستان....گاهی سنگی هم بر می دارم سنگی.....ولی وقتی جناب محدث صحبت از سنگ میان خیابان می کرد من یاد بلوار واصف افتادم که قرار است آن وسط چیزی حدود صد تا مغازه بسازند....در این یکسال و نیم بسیار در این باره نوشته اند و گفته اند و نشنیده اند .......در جلسه ای که در حسینیه توی ده برگزار شد گفتند اصلا نگران نباشید خیلی از خیابانها عرضش کم است مثل 22 بهمن کاشان یا سلیمان صباحی در بیدگل....ما هم اعتقاد داریم روز اول که ....32 متر از بافت را به بهانه بلوار ویران کردند کارشان اشتباه بود حالا هم خیابانی با عرض مثلا دوازده تا پانزده متر کافی است ولی وسط خیابان چیزی نسازند....شما در نظر بگیرید جایی بزرگراه است با عرض صد متر...حالا بیا دو متر وسطش را دکه بزن !!...این به این معنا نیست این بزرگراه شده نود و هشت متر..همه چیز به هم می خورد.......یک سال و خورده ای پیش حاج ابوالفضل کریمشاهی گفت بیا دو کلام حرف بزنیم...ایشان مرد شریقی است و خواستار پیشرفت بیدگل است. ....او گفت نظرت راجع به بلوار واصف چیست؟! ...ایرادها را گفتم و یادآور شدم اگر جلسه ای با طراحان بلوار باشد با یکی دو نفر می آییم و حرف می زنیم....که البته جلسه ای برگزار نشد....حدود بیست سال قبل محله ای بود به نام باغ علوی بلوار که زده شد چیزی از آن باقی نماند!...حالا باغ فلوی حسینیه است و دو سه تا خانه....محله توی ده و حاج عبدالصمد هم از وسط دو تیکه شد ...قدیم بین مسجد جمعه و مسجد سرسنگ و بازار این همه فاصله نبود...حتی بین مسجد حاج عبدالصمد و حسینیه خانقاه که امروزه مسجد قاسم ابن الحسن است....وقتی شما محله ای راذو تیکه می کنی و بینسش به بهانه توسعه فاصله ای سی و دو متری می اندازی محله دیگر آن محله ی قدیم نیست... ..وحدت و همدلی کم می شود....حالا اگر بیایی وسط محله بازار هم بزنی و بفروشی یا اجاره بدهی ... مثل این است که یک محله جدید وسط محله درست کرده ای....شما بروید اوضاع و احوال بازار هادی را بررسی کنید. مغازه دارها شبانه روزی ده - دوازده ساعت کنار همند...گروه و کانال مجازی دارند...گاهی وقتها برای کار خیر پول روی هم می گذارند. مراسم می گیرند نذری می دهند در پی حل مشکلات همند ..این یعنی یک واحد اجتماعی مستقل.......حالا قرار است وسط محله های قدیمی که قبلا دو تکه شده یک محله جدید درست شود.... در طرح اینها هست که شش هزار متر پارکینگ درست کنند ...قرار است این زمین از کجا بیاید؟...با چه بودجه ای ؟.. اگر نفروشند چه؟ ....و می گویند آن وسط بازار می سازیم و بلوار - که دو کوچه می شود- نماسازی می شود به سبک سنتی تا عمق 50 متر!!! دو سال است شهرداری مشغول بازسازی بازار ساطع است بازاری سی متری....چه طوری می خواهد بلواری هشتصد متری را نما کند و در کوچه ها بروند تا عمق پنجاه متر......هر دیوار با مصالحی متفاوت است یکی آجر ...یکی سنگ ....یکی خشت و هر کدام از مالک و مالکانی...... وقتی با آدمهای فنی صحبت می کنم راه و چاره ای دارند به خوبی ،گلی بی خار.....وسط این بلوار سی و دو متری یک خیابان احداث کنید به عرض ده متر تا پانزده متر....بقیه هم می شود پیاده راه....با آب نما...محل هایی برای نشستن و استراحت...گل و گلدان....و دکه هایی برای فروش صنایع دستی یا آش و بستنی....اصل محله است...اصل مردم محله اند...اصل رونق مغازه های محله است و دو طرف بلوار...نه آنکه قاچ وسط بلوار را بگذاری دهان سرمایه داران غریبه و هر چه بگویی تصادف می شود....راه بندان می شود ...آمبولانس راهی برای حرکت ندارد....هیات های سه حسینیه کجا بروند.....بلوار تبدیل می شود به دو کوچه ....هیچ صدایی را نشنوی....
|
|